حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
165
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
را سابقا مذكور داشتهايم . چون عماد الدّوله كه در ايّام حيات امير الامراء ديالمه بود و بر دو برادر ديگر رياست و فرمانروائى داشت از فرزند ذكور محروم بود پسر بزرگتر برادر خود عضد الدّوله بن ركن الدّوله را بفارس خواست و ولايت عهد خود را به او واگذاشت . عضد الدّوله پس از مرگ عمّ در 338 امير فارس و سواحل و بنادر شد و تحت رياست پدر خود ركن الدّوله و اطاعت عمّ خويش معزّ الدوله بر كرسى آن ولايت مستقرّ گرديد . 1 - عضد الدّولة بن ركن الدّوله ( 338 - 372 ) اوّل واقعهء عمدهء امارت عضد الدّوله لشكركشى اوست بعمان در سال 355 به يارى عمّ خود معزّ الدّوله كه سال قبل از آن بدون جنگ عمان را تحت بيعت خود آورده بود ليكن چون قسمتى از مردم آن ناحيه بر عامل معزّ الدّوله شوريده و او را از آنجا رانده بودند معزّ الدّوله در سال بعد وزير خود را از بصره با لشكرى بعمان روانه كرد و او در بندر سيراف ( طاهرى حاليّه ) سپاهيانى را كه عضد الدّوله فرستاده بود با خود برداشته بعمان رفت و شورش آنجا را خوابانده دوباره آن قسمت را مطيع آل بويه نمود و عمان تا سال 356 از معزّ الدوله تبعيّت ميكرد . در اين سال كه تاريخ فوت معزّ الدّوله است وزير او از ترس آنكه مبادا عزّ الدوله جانشين معزّ الدّوله وزارت خود را به ديگرى واگذارد عمان را بتصرّف عمّال عضد الدّوله داده ببغداد برگشت و عمان از اين زمان در حوزهء متصرّفات عضد الدّوله و ديالمهء فارس و كرمان درآمد و عضد الدّوله در 363 بار ديگر بر اثر شورشى كه در آنجا بروز كرده بود لشكركشى ديگرى به آن ناحيه نمود و مجددا آن سرزمين را مطيع خود ساخت . عضد الدّوله در سال 357 كرمان را كه عمّش معزّ الدّوله فتح كرده ولى ابو على محمّد بن الياس و فرزندانش هنوز در آنجا تسلّطى داشتند و مدّعى برگرداندن